
۲ بهمن ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزوداگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
▨ نام شعر: دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت ▨ شاعر: شهریار ▨ با صدای: شهریار ▨ پالایش و تنظیم این شعر: شهروز ___________ دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه نمیرمد مگر از توتیای گرد سیاهت بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست تویی که سوده کمربند کهکشان کلاهت جمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دید به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت اگر به باغ تو گل بر دمید من به دل خاک اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش که روی ماه سیه میکند به دوده آهت کنون که میدمد از مغرب آفتاب نیابت چه کوههای سلاطین که میشود پَر کاهت تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی که سر جهاد توی و خداست پشت و پناهت خدا و بال جوانی نهد به گردن پیری تو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت ▨ سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار ـــــــــــــــــــــــــ *پینوشت؛ در یک بیت از این غزل، درباره جهاد صحبت شده که بندهی حقیر علاقمند نبودم در پالایش من حضور داشته باشد؛ اما به رسم امانت آنرا نیز در دکلمه آوردم تا غزل بی کم و کاست به مخاطبان منعکس شود
هنوز نظری نوشته نشده.
بر اساس عنوان و توضیحات این اپیزود

۲ بهمن ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

