پادگرد
کاور حسین منزوی | ای یاد دوردست که دل می‌بری هنوز
شعر | با صدای شاعر

حسین منزوی | ای یاد دوردست که دل می‌بری هنوز

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: ای یاد دوردست که دل می‌بری هنوز ▨ شاعر: حسین منزوی ▨ با صدای: حسین منزوی ♪ پالایش و تنظیم: شهروز ────────♪──────── این غزل توسط شاعر، به برادرش بهروز منزوی تقدیم شده است ────────♪──────── ای یاد ِ دوردست که دل می‌بری هنوز چون آتش ِنهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان در چشمم از تمامی خوبان، سَری هنوز ای چلچراغ ِ کهنه که زان سوی سال‌ها از هر چراغ ِ تازه، فروزان‌تری هنوز بالین و بسترم، همه از گل بیاکنی شب بر حریم ِ خوابم اگر بگذری هنوز ای نازنین درخت ِ نخستین گناه ِ من از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را در سایه‌سار ِ زلف، تو می‌پروری هنوز وان سفره‌ی شبانه‌ی نان و شراب را بر میزهای خواب، تو می‌گستری هنوز سودای دلنشین ِ نخستین و آخرین عمرم گذشت و توام در سری هنوز با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم آه ای شراب ِ کهنه که در ساغری هنوز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.