پادگرد
کاور هوشنگ ابتهاج | جمع پراکنده
شعر | با صدای شاعر

هوشنگ ابتهاج | جمع پراکنده

۱۴ تیر ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: جمع پراکنده (رحیل) ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــ فریاد که از عمرِ جهان هر نفسی رفت دیدیم کز این جمعِ پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین‌گونه بسی آمد و زین‌گونه بسی رفت آن طفل که چون پیر از این قافله در ماند وان پیر که چون طفل به بانگِ جَرَسی رفت از پیش و پسِ قافله‌ی عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما هم‌چو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست؛ چه سنجد که بر این موج خسی رفت رفتی و فراموش شدی از دلِ دنیا چون ناله‌ی مرغی که ز یاد قفسی رفت رفتی و غم آمد به سر جای تو، ای داد بیدادگری آمد و فریادرسی رفت این عمر سبک‌سایه‌ی ما بسته به آهی است دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.