

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: مناجات ▨ شاعر: اسماعیل شاهرودی ▨ با صدای: اسماعیل شاهرودی ♪ پالایش و تنظیم: شهروز ──── ای آفریدگار با پای ِ شعر سوی تو میآیم این زمان تا سر کنم ترانهی خود را از بام روزگار در آن زمان که گردنهی حرف باز بود لبهای شعر من جز آستان رنج نبوسید هیچگاه هرگز نکرد نقش و نگار یأس دیوار آرزوی دراز مرا سیاه ای آفریدگار بگذار تا دوباره بکارم در سرزمین شعر بذر امید را بگذار تا ز سینه برآرم صبح سپید را ای آفریدگار در سالهای پیش که در روبروی ما دریا نشسته بود من با سرود خویش بسیار ساختم زورق برای مردم جویای آفتاب؛ اینک طناب ببافم من؟ - ای دریغ ای آفریدگار ما را ز گیر و دار نگهدار از روی شهر تیرگی کینه را بگیر وقتی که میرود چشم به خواب ناز آن چشم را ز آفت کابوس حفظ کن عشاق را سلامتی جاودان ببخش آنها چو آب چشمه گوارا و روشناند آنها درون جنگل انبوه شعر من دنبال مرغ گمشدهای پرسه میزنند ای آفریدگار در این زمان که رخنهی بسیار چشم را پر کرده است قیر ما در درون چشم خورشید زندگانی خود را پنهان نمودهایم بگذار آن که هست پس از ما در این دیار داند که بودها یم ای آفریدگار در جام ِ شراب ما تحمل بسیارتر بریز ما رهرو طریقهی کس جز تو نیستیم جز عشق و زندگی در این دل کویر ما را کسی به جست و جوی ره نخوانده است تو خود به هر چه میگذرد خوب آگهی ای آفریدگار ما را کنار آن که عزیز است پیشمان پیوند قلبهای بلا دیده نام ده وز قلب مادری مگذار شاخ سرو بلندی سوا شود اشعار من -این کشتزار عشق درو خوردهی مرا- از دست من مگیر مگذار دیدهای در پیشگاه تو از دیدگاه روشن مردم جدا شود ای آفریدگار مگذار ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





