

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
با نام پروردگار آغاز می کنیم. «اسماعیل» سرآغاز دفتر زندگی «رادیو گایاک»🌹🎬 ویرانم قدم هایم سنگین است مثل یک پتک و اشکانم لبریزست در نگاهم پریشانم مثل موهای خوش عطرت که هیچ وقت به مشامم ننشست .. تو مرا نور کردی عشق کردی سماع شدم و هیبتم شکست من با آب و دریا و اقیانوس وقتی خندیدی یکی شدم نفس میزدم نفس کم می آوردم یخ شدم تو گرمی جانم شدی من گم شدم گریه کردم تو امیدم شدی چقدر لبریزم از دوریت چه تب دارم ! چه عمری بی تو سر کرده ام جانان بیای که جانم شوی؟ توی نیزار ردت را زدم من که هیچ نبودم بیای نفیر و فریاد پایانم شوی؟ ای عشق ای امید دیریافته من چه گویم؟ چه گویم ؟چه گویم؟ که سر در گم، پی بهانه ای؛ برای پیدا کردنت شدم آسمان آبی و فیروزه ی شفاف بود.. مثل روزهایی که میشد راحت نفس کشید تو به اندازه نفس هایم نزدیکی تو به اندازه دلشوره هایم دور ... بیا که دیگر دلم تنگ است جانم ناقابل است ... بی رحم بعنی اینقدر دلت سنگ است؟ بیا تسخیرمکن در نگاهت من که میدانم قربانیم منکه میدانم اسماعیلم در کشتنم تعلل نکن این زیباترین صحنه تسلیم من است.. #شاعر_مازیار_سورانی ✍️ سراینده : مازیار سورانی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





