پادگرد
کاور محمدعلی سپانلو | تبعید در وطن
شعر | با صدای شاعر

محمدعلی سپانلو | تبعید در وطن

۲۴ آذر ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: تبعید در وطن ▨ شاعر: محمدعلی سپانلو ▨ با صدای: محمدعلی سپانلو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ تلخ‌رود تلخ‌تر رودی که از اعماق ایران راه می‌جوید در بلندی‌های ناپیدا صخره‌ی سنگ و علف را نیز می‌شوید. از گدارِتنگه‌ها و بازپرسی‌ها تا گلوگاه سياه شهرهای ما مرزها را، در خطی هموار، می‌پوید رو به ماندابی که از ما بود و شاید نه. سرزمینی یادگار از مرده‌ریگی دور نامدار از خاک بی‌رحم است و آبِ شور. صبحگاه یخ بلورِ نشرِ بیرنگی سرخی تاریک گفتارِ لب سنگی؛ حس انگشتان، که زیر سوزنِ سرما هر دم از کف می‌نهد ابزار کارش را... شرجیِ ساكن با عرق‌گیرِ تباهش: روز بیکاری با عرقچین سیاهش: شام دلتنگی بارش احلام و رویاهای بی‌انجام، در لحاف یادبود دسته‌جمعی بستر خوابی که از ما بود و شاید نه. روزهای غربت و تبعید در میهن سال‌هایی که فقط حقِ شنیدن هست نه حقِ سخن گفتن گوش بر افسانه‌های دلقک و دژخیم تیک‌تاک ساعتِ تسلیم انحلال خاطرات مشترک، در بارش نِسیان.. گو که نپسندند، اما زیستیم آن سان که گویی مقصدی یا آرزویی نیست وین خسوفِ روح ما، تاریکی ماه است زیر مهتابی که از ما بود و شاید نه. غرق در آیینه‌اش، این رود تلخ‌اندیش آخرین دارایی ما، عكس ما را، می‌برد با خویش. با زمان آغشته دستانِ کبود ما بارهای‌بار بی‌حس گشته از سرما بارها تاول زده از شعله‌ی گرما؛ در گمان خود وضو می‌سازد از باران پاییزان شستشوی خاطرات مشترک، با نیّتِ نسیان... خیره در آبی که از ما بود و شاید نه. ▨ محمدعلی سپانلو (شعر در دهه‌ی شصت شمسی نوشته شده است)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.