پادگرد
کاور هشتاد - هشت بهشت: فرخی یزدی
شعر کست

هشتاد - هشت بهشت: فرخی یزدی

۲ آذر ۱۴۰۲ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرخی یزدی ‌‌‌ لله الحمد که تهران بود آزرمِ بهشت ‌ملت از هر جهت آسوده، چه زیبا و چه زشت ‌اغنیا مشفق و با عاطفه و پاک‌سرشت ‌فقرا را نبود بستر و بالین از خشت ‌الغرض از ستم و جور اثری 'نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که 'نیست ‌ ‌مالِ ملت نشود حیف به تهران یک جو ‌نَبُوَد خرقه‌ی بیچاره معلم به گرو ‌کِشته‌ی صبرِ «آژان» را نکند فقر درو ‌از کُهن‌مُخبرِ ما این خبر از نو بشنو! ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌ ‌سَر به سَر امن و امان منطقه‌ی تبریز است ‌خاکِ آن خطّه چه فردوسِ نشاط‌انگیز است! ‌تیغ بُرّانِ ایالت به اعادی تیز است ‌کِلْکِ مُعجز شِیَمَش جادوی سحرانگیز است ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌ ‌گر چه رنجور به شیراز ایالت شده است ‌لیک از حَضرتشان رفعِ کسالت شده است ‌ظلمِ ضبّاط مبدل به عدالت شده است ‌این همه مَعدِلت اسباب خجالت شده است ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌ ‌اهلِ کرمان همه آسوده و فارغ ز بلا ‌کس بر ایشان نکند ظلم چه پنهان چه مَلا ‌همگی شاکر و راضی ز عمومِ وُکلا ‌حالِ آن جامعه خوبست زِ لطفِ وزرا ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌ ‌یزد امن است و اهالیش دعاگو هستند ‌بهرِ ابقای حکومت به هیاهو هستند ‌پیِ تقدیم هدایا به تکاپو هستند ‌راست گویی، همه در روضه‌ی مینو هستند ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌دوش ابر آمد و باران به ملایر بارید ‌قیمتِ گندم و جو چند قِرانی کاهید ‌در همان موقع شب، دختر قاضی زایید ‌فتنه از مرحمت و عدلِ حکومت خوابید ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌همدان از ارم امروز نشانی دارد ‌انتخابات در آنجا جَرَیانی دارد ‌حضرت اقدس والا دَوَرانی دارد ‌بهر کاندید شدن نطق و بیانی دارد ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌خرس خونسار فراری شده امسال به کوه ‌سارقِ زَلَّقی از امنیت آمد به ستوه ‌رهزنان را دگر آنجا نبود جمع و گروه ‌نیست نظمیه در آن ناحیه با فَرّ و شکوه ‌الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست ‌خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست اصفهان، شُکر که چون هشت‌بهشت آباد است دلِ مردم همه از دادِ حکومت شاد است بس که فکر و قلم و نطق و بیان آزاد است، حرفِ مردم همه از دوره‌ی استبداد است الغرض از ستم و جور اثری نیست که نیست خبر این است که اینجا خبری نیست که نیست ‌لینک های پادکست ‌ پادکست بوطیقا - قسمت هجدهم شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا ‌ حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا ‌ معرفی پادکست : چپتر تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.