پادگرد
کاور داستانی نه تازه - نیما یوشیج
شعر فارسی با آمر قوانینی

داستانی نه تازه - نیما یوشیج

۲۲ تیر ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شامگاهان که رویت دریا نقش در نقش می نهفت کبود داستانی نه تازه کرد به کار رشته ای بست و رشته ای بگشود رشته های دگر بر آب ببرد اندر آن جایگه که فندق پیر سایه در سایه بر زمین گسترد چون بماند آب جوی از رفتار شاخه ای خشک ماند و برگی زرد آمدش باد و با شتاب ببرد همچنین در گشاد و شمع افروخت آن نگارینه چرب دست استاد گوشمالی به چنگ داد و نشست پس چراغی نهاد بر دم باد هرچه از ما به یک عتاب ببرد داستانی نه تازه کرد آری آن ز یغمای ما به ره شادان رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه از خرابی ماش آبادان دلی از ما ولی خراب ببرد نیما یوشیج

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.