پادگرد
کاور یک جام با تو خوردن، فروغی بسطامی
شعر فارسی با آمر قوانینی

یک جام با تو خوردن، فروغی بسطامی

۳۰ مهر ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یک جام با تو خوردن یک عمر می‌پرستی یک روز با تو بودن، یک روزگار مستی در بندگی عشقت از دست رفت کارم ای خواجهٔ زبر دست رحمی به زیر دستی بر باد می‌توان داد خاک وجود ما را تا کار ما به کویت بالا رود ز پستی با مدعی ز مینا می در قدح نکردی تا خون من نخوردی تا جان من نخستی گفتی دهم شرابت از شیشهٔ محبت پیمانه‌ام ندادی، پیمان من شکستی صید ضعیف عشقم، با پنجهٔ توانا بیمار چشم یارم، در عین تندرستی با صد هزار نیرو، دیدی فروغی آخر از دست او نرستی وز بند او نجستی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.