پادگرد
کاور خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش، مولانا
شعر فارسی با آمر قوانینی

خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش، مولانا

۴ آبان ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

همه صید ها بکردی، هله، میر بار دیگر سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر همه غوطه ها بخوردی، همه کارها بکردی منشین ز پای یک دم، که بماند کار دیگر همه نقدها شمردی، به وکیل‌ در سپردی بشنو از این محاسب، عدد و شمار دیگر تو بسی سمن بران را، به کنار در گرفتی نفسی کنار بگشا، بنگر کنار دیگر خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر تو به مرگ و زندگانی هله، تا جز او ندانی نه چو روسپی که هر شب، کشد او به یار دیگر نظرش به سوی هر کس، به مثال چشم نرگس بُوَدش ز هر حریفی، طرب و خمار دیگر همه عمر خوار باشد، چو برِ دو یار باشد هله، تا تو رو نیاری، سویِ پشت دار دیگر که اگر بتان چنین‌اند، ز شه تو خوشه‌ چینند نبده ست مرغ جان را، به جز او مطار دیگر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.