

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: شتک ▨ شاعر: حسین منزوی ▨ با صدای: شاعر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ▨ از موسیقی رویالتی فری استفاده شده ــــــــــــــــــــــــ شتک زدهاست به خورشید، خونِ بسیاران بر آسمان که شنیدهاست از زمین باران؟ هرآنچه هست، به جز کُند و بند، خواهد سوخت ز آتشی که گرفته است در گرفتاران ز شعر و زمزمه، شوری چنان نمیشنوند که رطلهای گرانتر کشند میخواران دریده شد گلوی نی زنان عشق نواز به نیزه ها که بریدندشان ز نیزاران زُباله های بلا می برند جوی به جوی مگو که آینه جاری اند جوباران نسیم نیست، نه! بیم است، بیمِ دار شدن که لرزه می فکند بر تن سپیداران سراب امن و امان است این، نه امن و امان که ره زده است فریبش به باورِ یاران کجا به سنگرس دیو و سنگبارانش در آبگینه حصاری شوند هشیاران؟ چو چاهِ ریخته آوار میشوم بر خویش که شب رسیده و ویران ترند بیماران زبان به رقص درآورده چندش آور و سرخ پُر است چنبرِ کابوس هایم از ماران برای من سخن از «من» مگو به دلجویی مگیر آینه در پیش خویش بیزاران اگرچه عشقِتو باری است بردنی، اما به غبطه مینگرم در صف سبکباران
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





