

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: چه کسی باور کرد ▨ شاعر: حمید مصدق ▨ با صدای: حمید مصدق ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ گاه میاندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی رویِ زیبای تو را کاشکی میدیدم شانهبالازدنت را -بیقید - و تکاندادن دستت که؛ مهم نیست زیاد و تکان دادن سر را که؛ «عجیب! عاقبت مُرد؟ افسوس!» کاشکی میدیدم من به خود میگویم چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد!؟ با من اکنون چه نشستنها خاموشیها با تو اکنون چه فراموشیها چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟ خانهاش ویران باد! ▨ حمید مصدق ——— پینوشت: این قطعه، یک شعر مستقل نیست؛ بلکه برشی از قصیدهی بلند «آبی خاکستری سیاه» است. متن همین بخش هم بعدا توسط شاعر کاملتر شده و تغییراتی داشته. اما از نسخهی تکمیلی آن، متاسفانه خوانشی با صدای شاعر در دسترس نیست.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




