پادگرد
کاور شهریار | نوای نای عراقی
شعر با صدای شاعر

شهریار | نوای نای عراقی

۱۶ آذر ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: نوای نای عراقی ▨ شاعر: شهریار‌ ▨ با صدای: شاعر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز _________ رهی از نوای نایم بزن و هوای نایی که دمی چو نی بنالم به نوای بینوایی به همان فریبِ طفلی، طربِ جوانی از من به چه جادویی جُدا شد که امان از این جدایی چه دلی که بر جبینش همه داغِ بی‌نصیبی چه گلی که بر نگینش همه نقش بی‌وفایی به طبابتی که دانی بفرست دردِ عشقم به علاجِ بی‌طبیبی و دوای بی‌دوایی به خلوصِ خلوت شب، که بر آر سر ز خوابم به صفای اصفیا و به ولای اولیایی درِ بارگاهِ نازم بگشا به رخ که آنجا نه نیازِ خودفروشی نه نمازِ خودنمایی چه مقامِ کبریایی که فقیرِ خاکساری سرِ سروری برآرد به‌مقامِ کبریایی من اگر چه بندگی را به‌خدا رسانده باشم همه بنده‌ام خدایا به تو می‌رسد خدایی به کمند خود که صیدِ دل عاشقان مسکین بنواز از آن اسیری! برهان از این رهایی! به‌ستاره‌ای سحر کن رهِ وادیِ شب من که سپیده سر بر آرم به دیارِ روشنایی به نویدِ آشنا و به صدای پایِ عاشق در و دشت، نینوا کن به نوای آشنایی به طوافِ کعبه، سنگِ محکِ ریاضتت بود که جدا شدیم از هم من و زاهدِ ریایی بکشان به عاشقانم که کشی به جرم عشقم مگرم نه وعده دادی که کشی و بر سر آیی؟ غزل عراقی ای دل! نه چنان دمی گرفته است که تو دم زدن توانی دگر از غزل‌سرایی شب هجر بود و شمعم به زبانِ شعله می‌گفت تو بسوز شهریارا که تو سازگار مایی ▨ سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.