

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ شعر: نوای نای عراقی ▨ شاعر: شهریار ▨ با صدای: شاعر ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ─────♬────── رهی از نوای نایم بزن و هوای نایی که دمی چو نی بنالم به نوای بینوایی به همان فریب طفلی، طرب جوانی از من به چه جادویی جُدا شد که امان از این جدایی چه دلی که بر جبینش همه داغ بی نصیبی چه گلی که بر نگینش همه نقش بی وفایی به طبابتی که دانی بفرست درد عشقم به علاج بیطبیبی و دوای بیدوایی به خلوص خلوت شب که بر آر سر ز خوابم به صفای اصفیا و به ولای اولیایی در بارگاه نازم بگشا به رخ که آنجا نه نیاز خودفروشی نه نماز خودنمایی چه مقام کبریایی که فقیر خاکسارش سر سروری برآرد بهمقام کبریایی من اگر چه بندگی را بهخدا رسانده باشم همه بندهام خدایا به تو میرسد خدایی به کمند خود که صید دل عاشقان مسکین بهنواز از آن اسیری برهان از این رهایی بهستارهای سحر کن ره وادی شب من که سپیده سر بر آرم به دیار روشنایی به نوید آشنا و به صدای پای عاشق در و دشت، نینوا کن به نوای آشنایی به طواف کعبه، سنگ محک ریاضتت بود که جدا شدیم از هم من و زاهد ریایی بکشان به عاشقانم که کشی به جرم عشقم مگرم نه وعده دادی که کشی و بر سر آیی غزل عراقی ای دل نه چنان دمی گرفته است که تو دم زدن توانی دگر از غزلسرایی شب هجر بود و شمعم به زبان شعله میگفت تو بهسوز شهریارا که تو سازگار مایی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





