پادگرد
کاور نشست ۱۳۷کارگاه شاهنامه خوانی - پادشاهی  هرمز -پیروز
شاه پاد

نشست ۱۳۷کارگاه شاهنامه خوانی - پادشاهی هرمز -پیروز

۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 2 ساعت و 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

برین سان همی خورد شست و سه سال کس اندر زمانه نبودش همال سر سال در پیش او شد دبیر خردمند موبد که بودش وزیر که شد گنج شاه بزرگان تهی کنون آمدم تا چه فرمان دهی هرانکس که دارد روانش خرد به مال کسان از بنه ننگرد چنین پاسخ آورد این خود مساز که هستیم زین ساختن بی‌نیاز جهان را بدان باز هل کافرید سر گردش آفرینش بدید همی بگذرد چرخ و یزدان به جای به نیکی ترا و مرا رهنمای بخفت آن شب و بامداد پگاه بیامد به درگاه بی‌مر سپاه گروهی که بایست کردند گرد بر شاه شد پور او یزدگرد به پیش بزرگان بدو داد تاج همان طوق با افسر و تخت عاج پرستیدن ایزد آمدش رای بینداخت تاج و بپردخت جای گرفتش ز کردار گیتی شتاب چو شب تیره شد کرد آهنگ خواب چو بنمود دست آفتاب از نشیب دل موبد شاه شد پر نهیب که شاه جهان برنخیرد همی مگر از کرانی گریزد همی بیامد به نزد پدر یزدگرد چو دیدش کف اندر دهانش فسرد ورا دید پژمرده رنگ رخان به دیبای زربفت بر داده جان چنین بود تا بود و این بود روز تو دل را به آز و فزونی مسوز بترسد دل سنگ و آهن ز مرگ هم ایدر ترا ساختن نیست برگ بی‌آزاری و مردمی بایدت گذشته چو خواهی که نگزایدت همی نو کنم بخشش و داد اوی مبادا که گیرد به بد یاد اوی ورا دخمه‌ای ساختند شاهوار ابا مرگ او خلق شد سوکوار کنون پرسخن مغزم اندیشه کرد بگویم جهان جستن یزدگرد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.