پادگرد
کاور قسمت دوازدهم _ فرد، حرف یا اتفاق تأثیرگذار زندگی من
سپیدار

قسمت دوازدهم _ فرد، حرف یا اتفاق تأثیرگذار زندگی من

۱۰ دی ۱۴۰۳ · 49 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

با سرعت در خیابان می‌راندم که ناگهان ماشینی جلویم پیچید و محکم به هم خوردیم با عجله از ماشین بیرون پریدم که بروم دعوا اما با قیافه خونسرد او مواجه شدم، همین قیافه خونسرد جرقه زندگی مشترکمان شد. جعبه شیشه‌ای جواهراتم را از روی طاقچه برمی‌دارم، به قلاب‌بافی زیبایش دست می‌کشم. روزی را به یاد می‌آورم که در کنار دخترعمه بزرگم نشسته بودم و بادقت به دست‌هایش نگاه می‌کردم: "میشه این کار رو به منم یاد بدی؟" همین شروعی بود برای من که قلاب‌بافی کنم، تنهایی‌هایم را ببافم و ببافم و غم‌هایم را فراموش کنم و حتی سفارش هم قبول کنم. خیار کج و معوجی را پوست می‌کندم، اعصابم را به هم ریخته بود. نمی‌توانستم کامل و مرتب پوستش را بکنم، پدربزرگم که داشتند با علاقه نگاهم می‌کردند گفتند: "آفرین چقدر نازک پوست می‌گیری، اینطوری اسراف نمی‌شود." حس خوبی تمام وجودم را فرا گرفت و آن عصبانیت‌ها را از بین برد. در این قسمت از پادکست از اعضا و دوستان رنگین‌کمان سپید می‌شنویم که از اتفاقات تأثیرگذار در زندگی‌شان می‌گویند، از افرادی که راهی تازه گشودند و حرف‌هایی که نگاهی تازه به زندگی‌شان بخشید ... همکاران این قسمت: مهتاب نفیسی، دل‌آرام طغرایی و سارا موسویون

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.