
قسمت چهاردهم، بخش دوم _ و اما اسم من
۶ تیر ۱۴۰۴ · 41 دقیقه
انتخاب اسم من پر از ماجرا بود؛ چون من تنها پسر خانواده بودم که بعد از شش دختر متولد شده بودم. پدربزرگ میگفت «علیرضا»، خانعمو میگفت «امیرارسلان»، پدرم میگفت «احمد». بعد از

از در پادگرد
در این پادکست با اعضای آکادمی سالمندان و میانسالان رنگینکمانسپید همراه میشویم تا نگاهی متفاوت به سالمندان پیدا کنیم؛ با خاطراتشان به گذشته سفر میکنیم و با شنیدن آثارشان پر از شادی و لذت میشویم. مرکز روزانه رنگینکمانسپید در سال 1380…
معرفی پادکست
اگر میخواهی سپیدار را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۱۴ فروردین ۱۴۰۳ میرسد. این برنامه از تیم سازندهٔ آن حالا ۱۷ اپیزود در موضوع داستان، سرگرمی و اوقات فراغت، جامعه و فرهنگ دارد.
بهطور میانگین هر ۲۸ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۴۸۴ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۸۴۷ دقیقه است؛ با فاصلههای نسبتاً بلند اما قابلپیگیری منتشر شده است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: داستان، سرگرمی و اوقات فراغت، جامعه و فرهنگ، سرگرمیها، روابط

۶ تیر ۱۴۰۴ · 41 دقیقه
انتخاب اسم من پر از ماجرا بود؛ چون من تنها پسر خانواده بودم که بعد از شش دختر متولد شده بودم. پدربزرگ میگفت «علیرضا»، خانعمو میگفت «امیرارسلان»، پدرم میگفت «احمد». بعد از

۶ تیر ۱۴۰۴ · 46 دقیقه
انتخاب اسم من پر از ماجرا بود؛ چون من تنها پسر خانواده بودم که بعد از شش دختر متولد شده بودم. پدربزرگ میگفت «علیرضا»، خانعمو میگفت «امیرارسلان»، پدرم میگفت «احمد». بعد از

۲۹ اسفند ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 10 دقیقه
در اتاق کوچکی در هتلی روبهروی زایندهرود نشسته بودم و با کودک خردسالم بازی میکردم که ناگهان دیدم نقطههای سفیدی آرامآرام از آسمان به زمین میآید. دویدیم بیرون تا عکس بگیریم و

۱۰ دی ۱۴۰۳ · 49 دقیقه
با سرعت در خیابان میراندم که ناگهان ماشینی جلویم پیچید و محکم به هم خوردیم با عجله از ماشین بیرون پریدم که بروم دعوا اما با قیافه خونسرد او مواجه شدم، همین قیافه خونسرد جرقه

۱۲ مهر ۱۴۰۳ · 46 دقیقه
وقتی اینترنتگردی میکردیم، برخوردیم به روز چپ دستها؛ ۲۲ یا ۲۳ مرداد ماه، ۱۳ اوت. روز چپ دست ها! هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودیم. این شد که تصمیم گرفتیم از شما بپرسیم. در

۳ تیر ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 10 دقیقه
پدرم یک قوطی پر از نوار داشت؛ هر روز یکی از نوارهایش را درمیآورد، روی صندلیاش جلوی ضبط مینشست و صدای آهنگش در خانه میپیچید. با دوستانم در مهمانی مشاعره میکردیم. همه از حافظ و

۲ تیر ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 17 دقیقه
پدرم یک قوطی پر از نوار داشت؛ هر روز یکی از نوارهایش را درمیآورد، روی صندلیاش جلوی ضبط مینشست و صدای آهنگش در خانه میپیچید. با دوستانم در مهمانی مشاعره میکردیم. همه از حافظ و

۱۵ فروردین ۱۴۰۳ · 32 دقیقه
این قسمت به اجرای صوتی نمایشنامه آرش اختصاص دارد. «نمایشنامهخوانی آرش» برگرفته از کتاب «آرش» بهرام بیضایی و بازنویسی نیلوفر هرندیزاده است که 30 آذرماه 1402 در پلاتوی آکادمی

۱۵ فروردین ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 44 دقیقه
مدرسه پر است از خاطرات تلخ و شیرین، پر است از بازی ها، شیطنت ها و اتفاقات به یاد ماندنی ... در این قسمت از پادکست سپیدار اعضای آکادمی میانسالان و سالمندان رنگین کمان سپید از مدرسه

۱۵ فروردین ۱۴۰۳ · 54 دقیقه
نزدیک عید که میشود، میروم سراغ کمد، از طبقهی سوم کیسهی پلاستیکی کوچکی را درمیآورم، بازش میکنم و ناگهان موجی رنگارنگ کل وجودم را دربرمیگیرد؛ گلها عطرافشانی میکنند،
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها