پادگرد
کاور آذرخش مکری و معرفی کتاب فرسودگی شغلی و خستگی
صدانت

آذرخش مکری و معرفی کتاب فرسودگی شغلی و خستگی

۲۶ خرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

معرفی کتاب-"فرسودگی شغلی و خستگی" اثری است چند بعدی که توسط گروهی از پژوهشگران حوزه جامعه شناسی، روانشناسی و تاریخ تالیف گردیده است. بیشتر نویسندگان اروپایی و بخصوص آلمانی و سوئدی هستند. نگارندگان در فصول مختلف کتاب سعی در ارائه نگاهی چند وجهی به مقوله خستگی، ضعف، استهلاک شغلی و احساس ناتوانی حرفه ایی دارند. بنظر من در سالهای اخیر ما شاهد تسلط رویکرد "افسردگی محور" به اینگونه تالمات بشری بودیم. بالینگران تاکید زیادی بر تشخیص افسردگی دارند و اموری چون بی علاقه شدن به کار، احساس ضعف و خستگی مفرط و بی تفاوتی به وظایف شغلی را در سایه سندرمهای افسردگی و اضطراب تعبیر و تفسیر می کنند. جالب است بدانیم که این رویکرد، تنها تفسیر نبوده و در طی تاریخ طب و روانشناسی مدرن، گروه کثیری نیز سعی در ارائه دیدگاههای شغلی، اجتماعی و اقتصادی برای این حالات داشته اند. به همین منظور تشخیص ها و فرایندهایی مانند فرسودگی شغلی، نورآستنی و ضعف اعصاب، سندرم خستگی مزمن و حالاتی چون میالژی-فیبرومیالژی جز موارد افتراقی بوده اند که بندرت توسط نظامهای طبقه بندی چون دی اس ام آمریکا بر آنها صحه گذاشته شده است. با اینحال بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی به آنها باور دارند و در فرهنگ آنها رایج هستند. این کتاب مرور اجمالی به تاریخچه شکل گیری این مفاهیم و جایگاه آنها در علوم رفتاری معاصر دارد. بنظر می رسد حالاتی چون فرسودگی شغلی خیلی شایع تر از آنچه تصور می کنیم، شیوع دارد و بسیاری از حالات ناراحت کننده در واقع نه افسردگی بلکه در قالب رفتارهای سازمانی و بین فردی قابل توضیح هستند. تاکید افراطی بر افسردگی دانستن آنها، فرصت بسیاری از مداخلات و کمک به افراد نیازمند را سلب می کند. روانشناسان سازمانی و جامعه شناسان در کنار گروهی از روانپزشکان و روانشناسان سعی دارند منشا برخی از موارد پرخاشگری به اطرافیان، بی علاقگی به کار، احساس در جا زدن و رکود، بدبینی شکواگرایانه و نگاه تحقیرآمیز به پیرامون را با اینگونه فرایندها توضیح دهند. هر بیحوصلگی افسردگی نیست و نباید از فرایندهای رفتار بین فردی غافل شد. بنظر من شنیدن این صداها بسیار مفید و روشنگر است و باید به تلفیقی از دو دیدگاه نایل آمد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.