پادگرد
کاور شعری از آدریان ریچ
صدای شاعر – مازیار مهدوی فر

شعری از آدریان ریچ

۲۰ فروردین ۱۳۹۱

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

https://mazyarmahdavifar.com/wp-content/uploads/2012/04/adrienn-rich.mp3 «مکانی‌ست میان دو ردیف درخت با علف‌هایی روییده بر سربالایی جاده‌ای که در میان سایه‌های انبوه گم شده و خانه‌ای متروک که آن هم در میان سایه‌ها به فراموشی سپرده شده من آن‌جا قدم می‌زنم و با ترس قارچ‌های جنگلی را می‌چینم. اشتباه نکنید، این یک شعر روسی نیست از مکانی در آن سوی دنیا حرف نمی‌زنم آن مکان همین‌جاست سرزمین ما به حقیقت خوفناکی نزدیک می‌شود راهی که نتیجه‌اش نابودی انسان است قصد ندارم بگویم آن مکان کجاست آن‌جا که انبوه چوب‌ها با رشته باریک نور جن‌زده جاده تلاقی می‌کند بهشت برگ‌ها خوب می‌دانم چه کسی می‌خواهد آن را بخرد، بفروشدش و نابودش کند نمی‌خواهم بگویم آن‌جا کجاست اصلاً چرا باید چیزی بگویم؟ اما تو هنوز به من گوش می‌کنی و در وقت‌هایی این‌چنین ویژه که تو سراپا گوشی مهم‌ترین چیز این است که درباره درخت حرف بزنیم.» ترجمه شعر از: مازیار مهدوی فر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.