پادگرد
کاور صدای آخر
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

صدای آخر

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 31 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: فرزام شیرزادی راوی: آرمان ضیائی مهر برای هر دوی ما، توی کُشتی، «پیچ‌پیچک» شگرد اول و اصلی بود. پیچ‌پیچک شگرد بی‌بروبرگرد او بود و من هم به تقلید موبه‌مو از او، با زحمت و جان کندن این فن را شگردم کردم. آن‌قدر پیگیر شدم و تمرین کردم و به حریف‌های جورواجور روزهای تمرین پیچ‌پیچک زدم، تا بالأخره این فن در ناخودآگاهم برای همیشه جا افتاد؛ چنان در به کار بردن پیچ‌پیچک مهارت پیدا کردم که تقریباً هر حریفی را، ولو چغر و سرتق، شکست می‌دادم. اگر توی مسابقه یا تمرین مایه را می‌گرفتم، کار حریف تمام بود. تمام ریزه‌کاری‌های این فن رو علیرضا یادم داده بود؛ چرخیدن روی پاشنه‌ی پا، قوس دادن حریف، با تمام توان چرخیدن، آخرسر هم با چالاکی سرشانه و ساعد را خماندن و بردن حریف روی پل... .

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.