

می دانم چرا پرنده در قفس می خواند
۲۸ تیر ۱۴۰۴ · 2 ساعت و 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: مایا آنجلو راوی: نگین خواجه نصیر داستان کتاب به زمانی اشاره دارد که مایا سهساله است و برادر بزرگترش به استامپز (آرکانزاس) فرستاده میشود تا با مادربزرگشان زندگی کند. در هشتسالگی مایا، پدرش بچهها را پیش مادرشان میفرستد. مادر مایا زنی زیبا و خودساخته است. نامزدِ مادرشان آقای فریمن به مایا تجاوز میکند. دادگاه تشکیل میشود و فریمن به حبس محکوم میشود، ولی چند رور بعدش توسط فردی ناشناس به قتل میرسد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





