پادگرد
کاور دختر خاله همدمی
رادیو شیرازی

دختر خاله همدمی

۲۹ مهر ۱۴۰۳ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

داشتم بند کفش فوتبالیم می‌بستم که مامانم لقمه نون و پنیر و سبزی رو آورد و بالوی سَرُم وُیساد. سَرپا که شُدم خون تو جمجمه‌ام جمع شده بود و همه چیز رو کم‌رنگ می‌دیدم. لقمه رو تو کیف کولی‌ام جا داد و گفت: به بابات بوگو عصر یکم زودتر بیاد چون امشب عروسی پسر آقا رسول دعوتیم. بوگو خاله همدمی و مریم هم همراه ما می‌آن. آوردن اسم مریم کافی بود که خون دوباره تو رگ‌هام جاری بشه و همه چیز رو دوباره پُر رنگ و زیبا بیبینم ... نویسنده و گوینده: مهدی میرعظیمی تیتراژ با صدای: نوید نیک سایت های ما: www.ketabeyek.com www.radioyek.org

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.