پادگرد
کاور راز چشمانش
رادیو رزان

راز چشمانش

۱۰ دی ۱۴۰۲ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خانم «ملوک محمدعلی» را علم و سواد به این درجه از معرفت نرسانده بود بلکه یک عمر خودش را با عملش خرج دستگاه امام حسین (ع) کرده بود. برای همین هنگام خاکسپاری پسرش مستجاب‌الدعوه شد و چشمان پسرش که برای زیارت مادر باز شده بود را نظاره کرد. وقتی از او می‌پرسند: «مادر شما باور داشتید که امام حسین (ع) حاجت شما را اجابت می‌کند؟» می‌گوید: «من تمام عمر به امام حسین (ع) چشم گفته‌ام حالا از او چیزی می‌خواستم، این که چیزی برای او نیست، مطمئن بودم.» شاعر: فاطمه عارف‌نژاد | گرافیست: زهرا پناهی | تنظیم صدا: روح‌الله دهنوی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.