پادگرد
کاور رادیو رزان

رادیو رزان

از در پادگرد

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ رادیو رزان

رادیو رزان از ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. رادیو رزان تا امروز ۲۵ اپیزود با محوریت آموزش، داستان، جامعه و فرهنگ منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۷ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۹۸۴ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۱۴۹ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: رادیو رزان؛ آموزش، داستان، جامعه و فرهنگ، راهنمای عملی، درام، مستند

اپیزودها

قابی برای طاهره

۲۴ بهمن ۱۴۰۲ · 6 دقیقه

می‌خواهم برگردم و به قاب‌سازی برِ خیابان سر بزنم. یکی از جوان‌های بسیجی محل من را می‌بیند. کسی زیر بغلش را گرفته. از جای تیری که به بازویش خورده، خون شرّه می‌کند. می‌گوید:

آوای فرشتگان؛ وصیتنامه شهیده صدیقه رودباری

۲۷ دی ۱۴۰۲ · 2 دقیقه

«خدایا! در هنگام شهادت، در هنگام رفتن و از دنیایِ زشتی‌ها بریدن، در هنگام دل کندنْ از این بودن‌ها، یادم باش. خدایا! در این شبِ تنهایی با تو می‌گویم با تو که تنهایی‌هایم را پُر،

مادر امت نبی

۲۶ دی ۱۴۰۲ · 8 دقیقه

سهم ما، دختران این جزیره، چیزی جز حنجره‌ای پر از خاک نیست. اگر پدرم نمرده بود، من هم زنده‌زنده زیر خاک رفته بودم؛ اما در خانهٔ نبی، نوزاد سفیدپوش همه را به وَجد آورد. نبی می‌گوید

دختر صبح؛ ریم صالح الریاشی

۲۶ دی ۱۴۰۲ · 5 دقیقه

به دستگاه بازرسی الکترونیک رسید. دستگاه هشدارِ وجودِ فلز داد. او را به اتاق ویژه بردند. کوچکترین اضطرابی نداشت و همانطور که خودش در وصیت‌نامه‌اش گفته بود «برای رضای خدا و برای

قصه شیرزن اهوازی

۱۰ دی ۱۴۰۲ · 2 دقیقه

یکی از مادرانی که دوران سخت، غمبار و محنت‌انگیز جنگ را به فضای حماسه، ایثار و مقاومت تبدیل کرد، سیده بتول جزایری، مادر شهید حسین علم‌الهدی بود. او آنقدر شجاع بود که علاوه بر

راز چشمانش

۱۰ دی ۱۴۰۲ · 3 دقیقه

خانم «ملوک محمدعلی» را علم و سواد به این درجه از معرفت نرسانده بود بلکه یک عمر خودش را با عملش خرج دستگاه امام حسین (ع) کرده بود. برای همین هنگام خاکسپاری پسرش مستجاب‌الدعوه شد و

پاسدار خمینی

۱۰ دی ۱۴۰۲ · 7 دقیقه

چشمش افتاد به نفربری که نزدیک می‌شد. به حبیب گفت: «نیروی کمکی رسید...» جمله‌اش تمام نشده بود که گلوله‌ای پهلویش را شکافت. با گلولۀ بعدی استخوان قلم پای حبیب بیرون زد. خون مثل

دختر بهار؛ عندلیب طقاطقه

۴ دی ۱۴۰۲ · 6 دقیقه

دلش می‌خواست امروز به جای آن همه تانک و سرباز اسرائیلی خشمگین، دویدن و فریاد خوشحالی بچه‌های قدو‌نیم‌قد را بشنود. دلش می‌خواست که دوباره «ایمان حَجو» ی چهار ماهه را ببیند که به

أنا الجیش نفسی

۲۹ آذر ۱۴۰۲ · 6 دقیقه

«رزان أشرف ألنجار» کانت أصغر سناً وبالطبع المرأة المسعفة المتطوعة الوحيدة فی مسیرات العودة الفلسطین. وفی یوم الجمعه، 1 جوان 2018، وبینما کانت ترفع يديها وتذهب لإنقاذ أحد الجرحى،

بضعة الرسول

۲۹ آذر ۱۴۰۲ · 9 دقیقه

فقط داغ فاطمه (س) آن قلب‌های سنگی را ذوب می‌کرد و تکانشان می‌داد، وجدان خفته‌شان را بیدار می‌کرد و به هوششان می‌آورد، اما با مزار بی‌نشان. آنهایی که حرمتش را شکستند و حقش را

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.