
نفسخانه دوم | باز آمد، بوی نانِ مدرسه...
۱۶ مهر ۱۴۰۴ · 12 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
باز آمد، بوی نانِ مدرسه… از لای دفترهای هزارخط ، صدای صبحگاه میوزد و هوا، بوی کتابهای نو میدهد؛ روی اولین خطِ مشقِ مهر نوشتهاند: بابا نان داد ، و ما همانجا یاد میگیریم مهربانی را از نانِ سادهی سفره . در دلِ کلاس، دهقانِ فداکار هنوز پیراهنش را آتش میزند تا قطارِ کودکیمان از پل تاریکی بگذرد، و در گوشهی آشپزخانهی خیال، کوکبخانم با دستهای آردی، گرمای نان را میان مهمانهای بینام تقسیم میکند. کنار تخته، کبری باز به تصمیمی فکر میکند که هر سالِ مهر تازه میشود، و روباه و زاغ ، آن بالا روی شاخهی بلندِ حیاطِ مدرسه، هنوز تمرینِ وسوسه و دانایی میکنند. ما بین زنگ اول و زنگ تفریح، لقمههایی داریم که از نان و پنیر و بوسهی مادر ساختهاند؛ لقمههایی که درس میدهند: ساده باش، قسمت کن، صبور بمان . مهر فقط فصلِ مدرسه نیست؛ فصلیست که در آن طعمِ نان ، معنیِ دوست داشتن را هجّی میکند. این پادکست، راه رفتن روی خطوطِ دفترِ قدیمیست؛ سفریست که از « بابا نان داد » شروع شده. 🎧 رادیو حستازگی اینبار شما را به سفری دعوت میکند در کوچههای مشق و مهر ؛ جایی که هر لقمه، یادگاری از کودکیست ، و هر نان، روایتیست از مهرِ دستانِ مادر... 🌐 سایت: www.hesetazegi.ir 📸 اینستاگرام: https://B2n.ir/HeseTazegi
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
