

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
میگن ۴۰ سالگی مثل ساعت ۴ عصر میمونه. برای شروع خیلی کارها دیره و برای شروع خیلی از کارها زوده. این حکایت الان ما دهه شصتیهاست. نسلی که ۴۰ سالمون شده و وارد پنجمین دهه زندگیمون شدیم. ما جای عجیبی ایستادیم. نه اونقدر جوونیم که بتونیم رویاپردازی کنیم و آرزوهای جدید داشته باشیم نه اونقدر سالخورده و خستهایم که بخوایم از جنگیدن برای رویاهامون دست بکشیم و بشینیم یه گوشه. بخشی از ما هنوز در۴۰ سالگی بیکاره و داره فکر میکنه میخواد در آینده چه کاره بشه. بخشی از کسی شدن توی این آب و خاک دست شسته و به امید یه زندگی بهتر می خواد مهاجرت کنه شاید اونجا شانس بهتری برای ساختن پیدا کنه. بعضی هنوز ازدواج نکردن و اونهایی هم که ازدواج کردن هنوز مرددن که میخوان بچهای داشته باشن یا هنوز زوده! فقط بعضیهامون پذیرفتیم که الان ساعت ۴ عصره. برای شروع خیلی از کارها دیره و برای شروع بعضی دیگه زوده. حکایت نسل ما حکایت عجیبیه. نسل سوخته! شایدم نسل از دست رفتهایم. نسلی که هم امیدواری و شر و شور دولت اصلاحات رو تجربه کرده هم سرخوردگی دولت احمدینژاد و سودای مهاجرت رو. نسلی که یکبار دیگه در دولت روحانی امیدوار شد و توی دولت رئیسی پشیمون بود که چرا هنوز نرفته و حالا سودای رفتن داره. ما نسل ساعت ۴ عصریم اسپانسر این برنامه “ خانه خلاق و نوآوری ب “ هست که فضای زیبا و گرمی رو برای ما فراهم کرد تا بتونیم درباره چالش های دههی شصت گفت و گو کنیم .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





