

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
فصل اول 🔸 قسمت چهل و دوم: عصای موسی 🔻 بر اساس روایتی از خانم فاطمه تارویردیلو - کرج 🔰«امسال دیگه نمیذارم تنها بری. منم همرات میام.. آقا خودش طلبیده!» همسرم دستانش را به نشانه تسلیم بالا برد و گفت: «باشه باشه.. تسلیم، باهم میریم ان شا الله.» تا آمدم بگویم ان شا الله حلما سرش را از اتاق بیرون آورد و همان طور که چشمانش را میمالید گفت: «می خواید برید کربلا؟ منم میبرید؟» تا آمدیم چیزی بگوییم آن دوتای دیگر هم از پشت حلما سبز شدند که: «پس ما چی؟!» 🎙️رادیو_بانور | رسانه تخصصی بانوان گره گشای محله
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





