

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ميان شادیهايمان بود كه رفت. داشتيم زندگيمان را ميكرديم كه يكهو ديديم هرچه نشان حيات دارد پر كشيده از وسط خانه-زندگیمان. وقتی رفت، يك بغض افتاد به جان گلوهايمان، انگار كه همان كوهی كه بعد از او از دشت سفر كرده بود آمده بود و در گلو و حنجرههای ما سكنی گزيده بود. از همان روزی كه رفت، هروقت باران میبارد شاعر میرود كنار پنجره و برای خودش میخوانَد: جبران نميشوی، حتي به گريههای زياد… اين پادكست زمانی انتشار يافته است كه پايان اين ويروس چهار روزه در ميان حنجرههای بغضدار مردمان اعلام شده است. چهارسال پيش در چنين روزی، حروف مقطعهٔ يك غزل بر شانههای مردم به قرار ابدیاش رسيد و بغضها در ميان «اللهم لا نعلم منهم الا خيرا»ی مردی اشك شد و از چشمها چكه كرد...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





