
درد مشترک- یاسمن خلیلیفرد
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 17 دقیقه
وسط خواندن اورانوس کلامش را قطع کرده و گفته بود: جاوید اگه مُردم تنها نمون، ازدواج کن! خواستی هم ازدواج نکن، ولی تنها نمون! مایع مذاب ریخته شده بود توی قلبش. جاری شده بود در گردش

از در پادگرد
جای داستانسرایی و قصهگویی شما در این طبقه از آسمان که به آن "مجازی" میگویند خالی است. گوشهای زیادی منتظر شنیدن روایت ِ قصههای شماست. پس، از قلم به دستانی که داستان مینویسند و یا شما که برای نوشتن به بهانهای نیاز دارید،…
معرفی پادکست
من راوی از ۲۵ تیر ۱۳۹۹ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از من راوی حالا ۳۳ اپیزود در موضوع داستان در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۹ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۹۹۴ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۶۷۱ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 17 دقیقه
وسط خواندن اورانوس کلامش را قطع کرده و گفته بود: جاوید اگه مُردم تنها نمون، ازدواج کن! خواستی هم ازدواج نکن، ولی تنها نمون! مایع مذاب ریخته شده بود توی قلبش. جاری شده بود در گردش

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 25 دقیقه
عمه منیر هی اتاق به اتاق گشت. هی گفت «اینا چرا اینطوری شدن؟» هی گفت «من که سپرده بودم به همسایه» گفت «من که روی همشون برچسب زده بودم که چجوری و کی بهشون آب بدن» و باز هی گفت «این

۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 7 دقیقه
اما پدرم بیمعطلی با دست راستش زد توی دهان مادرم و تند دستش را برگرداند جایی که قبلاً بود؛ یعنی روی دست چپش. انگار بخواهد مثل وزغی که با زبانش طعمه میگیرد، باقی حرفهای مادر را

۲۵ فروردین ۱۴۰۰ · 14 دقیقه
آپارتمان کوچک است اما کنار رود ولتاواست. دو اتاق، چهل و دو متر. اتاق نشیمن یک برآمدگی گرد دارد به اندازهی یک میز گرد چهار نفره. سروین که روی صندلی مقابل پنجره بنشیند، میتواند

۲۰ فروردین ۱۴۰۰ · 9 دقیقه
حال ناصر از همان روز عوض شد وقتی پای لنگش را از آرایشگاه عباس آقا گذاشت بیرون دیگر سمت خانه نرفت. کاری هم نمیشد کرد هر کس دیگری هم جای او بود احتمالا همین تصمیمی را میگرفت که

۱۶ فروردین ۱۴۰۰ · 21 دقیقه
از تحمل من خارج است؛ میخوابم خواب میبینم، بیدار میشوم، خواب میبینم. انگار از خوابی به خواب دیگر منتقل میشوم، آن هم چه خوابی! الان یک هفته است دچارش شدهام. روز اول که از خواب

۱۴ فروردین ۱۴۰۰ · 11 دقیقه
ممد صبح با قد ۱۷۸ سانتیاش از خانه زده بود بیرون و حالا فقط با ۱۵ سانت قد به خانه برگشته بود. بیبی داشت شاخ در میآورد. ممد خسته و بیحوصله بود. بیبی خندید و گفت: - تو چرا این

۱۴ فروردین ۱۴۰۰ · 11 دقیقه
پدربزرگم ده سال پیش از به دنیا آمدن من مرده بود. مادربزرگ شیرزنی بود برای خودش؛ نقل خواستگارهای زیادش را مامان بارها برایمان گفته، که همه را رد کرده بود. به همه گفته بود: من مردها

۱۳ فروردین ۱۴۰۰ · 8 دقیقه
اگر بابا آن روز زیادی هول نشده بود، اگر برف و کولاک آنقدر زود و پیشبینی نشده به راه نمیزد، اگر من درنای سیبری را نخورده بودم، حالا همه چیز یک جور دیگر بود! حتما امروز هرکدام از

۸ فروردین ۱۴۰۰ · 40 دقیقه
Listen to my newest episode and discover more great content from my show!
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها