پادگرد
کاور ناصر- جواد صفوی
من راوی

ناصر- جواد صفوی

۲۰ فروردین ۱۴۰۰ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

حال ناصر از همان روز عوض شد وقتی پای لنگش را از آرایشگاه عباس آقا گذاشت بیرون دیگر سمت خانه نرفت. کاری هم نمی‌شد کرد هر کس دیگری هم جای او بود احتمالا همین تصمیمی را می‌گرفت که ناصر گرفت. که برود ترمینال جنوب و کاری به این نداشته باشد که بلیت چه ساعتی گیرش می‌آید و فقط برود. همین که می‌توانست سوار اتوبوس شود و برگردد وردست پدرش پای کشت و کار کافی بود. وقتی نیمه شب ناصر نشست روی صندلی اتوبوس، برگشت به چند ساعت قبل... . -ناصر** نویسنده و راوی: #جواد_صفوی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.