پادگرد
کاور من و آنها

من و آنها

از در پادگرد

پادکست «من و آنها» برای تغییر نگاهت به رابطه ها ساخته شده.🎙️ توی این پادکست از شناخت خودمون شروع می کنیم و میریم جلو برای شناخت روابطمون با آدم ها، با دنیا، حتی با گربه ی سرکوچه. میخواییم بفهمیم چرا بعضی از رابطه‌ها زخم میزنن و بعضیاشون…

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ من و آنها

من و آنها از ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ به جمع پادکست‌های فارسی پیوسته است. این برنامه از manvaanha حالا ۱۶ اپیزود در موضوع آموزش، توسعه‌ی فردی در آرشیو پادگرد دارد.

به‌طور میانگین هر ۵ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۵ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۱۹۲ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: manvaanha؛ آموزش، توسعه‌ی فردی

اپیزودها

اپیزود پنجم: من تو رو نمیشناختم

۲۸ مهر ۱۴۰۵ · 13 دقیقه

«فکر می‌کردم می‌شناسمش.» شاید چون سال‌ها کنار کسی زندگی کردیم، عادت‌هاش رو می‌دونیم و می‌تونیم واکنش‌هاش رو حدس بزنیم، فکر می‌کنیم می‌شناسیمش. اما آدم‌ها خیلی بیشتر از چیزین که ما

اپیزود چهارم: اتفاقِ افتاده

۲۸ مهر ۱۴۰۵ · 10 دقیقه

«همه‌چی درست میشه.» شاید یکی از اولین چیزهایی باشه که وقتی کسی دردش رو باهامون درمیون می‌ذاره، بهش می‌گیم. شروع می‌کنیم به راه‌حل دادن، نصیحت کردن، مقایسه کردن، آروم کردن... انگار

اپیزود سوم: مثل قبل باش

۲۷ مهر ۱۴۰۵ · 15 دقیقه

«تو دیگه مثل قبل نیستی.» شاید یکی از آشناترین جمله‌های رابطه‌ها همین باشه. اما «قبل» دقیقاً کیه؟ آدمی که واقعاً روبه‌رومون بوده؟ یا تصویری که ازش ساختیم و هنوز منتظریم دوباره

اپیزود دوم: خودم رو با چی می‌سنجم؟

۲۶ مهر ۱۴۰۵ · 12 دقیقه

گاهی از ته دل دوست داریم برای کسی که دوستش داریم خوشحال باشیم... ولی یه گوشه‌ دلمون، درد می‌گیره. نه چون نمی‌خوایم خوشحال باشن؛ شاید چون یک‌دفعه ما رو با جایی که خودمون توی زندگی

اپیزود اول: نقطه تنهایی

۲۶ مهر ۱۴۰۵ · 10 دقیقه

دیده شدن یعنی چی؟ ما یاد گرفتیم نقش‌های مختلف رو خیلی خوب بازی کنیم. مثل نقش یک کارمند، دوست، شریک عاطفی و... یه وقتایی حتی خودمونم یادمون میره که چقدر از خودمون دور شدیم. اگر

اپیزود پنجم: من تو رو نمیشناختم

۱۸ مهر ۱۴۰۵ · 13 دقیقه

«فکر می‌کردم می‌شناسمش.» شاید چون سال‌ها کنار کسی زندگی کردیم، عادت‌هاش رو می‌دونیم و می‌تونیم واکنش‌هاش رو حدس بزنیم، فکر می‌کنیم می‌شناسیمش. اما آدم‌ها خیلی بیشتر از چیزین که ما

اپیزود چهار: اتفاقِ افتاده

۱۸ مهر ۱۴۰۵ · 10 دقیقه

«همه‌چی درست میشه.» شاید یکی از اولین چیزهایی باشه که وقتی کسی دردش رو باهامون درمیون می‌ذاره، بهش می‌گیم. شروع می‌کنیم به راه‌حل دادن، نصیحت کردن، مقایسه کردن، آروم کردن... انگار

اپیزود اول: نقطه تنهایی

۱۸ مهر ۱۴۰۵ · 10 دقیقه

دیده شدن یعنی چی؟ ما یاد گرفتیم نقش‌های مختلف رو خیلی خوب بازی کنیم. مثل نقش یک کارمند، دوست، شریک عاطفی و... یه وقتایی حتی خودمونم یادمون میره که چقدر از خودمون دور شدیم. اگر

اپیزود سوم: مثل قبل باش

۱۸ مهر ۱۴۰۵ · 15 دقیقه

«تو دیگه مثل قبل نیستی.» شاید یکی از آشناترین جمله‌های رابطه‌ها همین باشه. اما «قبل» دقیقاً کیه؟ آدمی که واقعاً روبه‌رومون بوده؟ یا تصویری که ازش ساختیم و هنوز منتظریم دوباره

اپیزود دوم: خودم رو با چی می‌سنجم؟

۱۸ مهر ۱۴۰۵ · 12 دقیقه

گاهی از ته دل دوست داریم برای کسی که دوستش داریم خوشحال باشیم... ولی یه گوشه‌ دلمون، درد می‌گیره. نه چون نمی‌خوایم خوشحال باشن؛ شاید چون یک‌دفعه ما رو با جایی که خودمون توی زندگی

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.