
اپیزود بیست و نهم: توپ توی سرت رو پرت کن بیرون
۱۴ مهر ۱۴۰۵ · 23 دقیقه
این سری حرف خاصی برای گفتن در کپشن ندارم، بهتره خودتون بشنوید... تاریخ انتشار: چهاردهم مهرماه 1405 از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین،

از در پادگرد
این داستان منه، داستان مادری که برای کودکی و آینده ی پسرش کلی برنامه داشت ولی تقدیر برنامه های دیگری رو سر راهش قرار داد. این داستان مادرهاب کودکانی ه که با سرطان جگرگوشه شون مواجه شدن و میشن ولی هیچ وقت بغض نذاشت حرفی به زبان بیارن و…
معرفی پادکست
اگر میخواهی مادر پسری به نام جانیار را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۲۰ اسفند ۱۴۰۲ میرسد. این برنامه از Marzieh alimohamadi حالا ۲۹ اپیزود در موضوع داستان، کودک و خانواده، جامعه و فرهنگ دارد.
بهطور میانگین هر ۳۴ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱۸ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۸۰۲ دقیقه است؛ با فاصلههای نسبتاً بلند اما قابلپیگیری منتشر شده است.
برای دنبالکردن مادر پسری به نام جانیار میتوانی سراغ کستباکس بروی.
صفحههای مرتبط: Marzieh alimohamadi؛ داستان، کودک و خانواده، جامعه و فرهنگ، روایتهای شخصی

۱۴ مهر ۱۴۰۵ · 23 دقیقه
این سری حرف خاصی برای گفتن در کپشن ندارم، بهتره خودتون بشنوید... تاریخ انتشار: چهاردهم مهرماه 1405 از اینکه همچنان در معرفی این پادکست همراهی می کنید و برام کامنت میزارین،

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ · 26 دقیقه
یک سال شد از آخرین باری که نوشتم و از آخرین باری که ضبط کردم. در این یک سال چه ها که نشد در من، در مردمان م و در وطن... باز دنیا غافلگیرم کرد خیلی بیشتر از قبل. تاریخ انتشار:

۲۶ خرداد ۱۴۰۵ · 22 دقیقه
حدود 11 ماه از ضبط این اپیزود میگذره. زمانی که فکر میکردم دوباره کنترل زندگی رو به دست گرفتم. زمانی که همه چی خوب خوب بود، ورق برگشت، جوری که توان دوباره ایستادن رو از دست دادم.

۱ مهر ۱۴۰۴ · 22 دقیقه
زمستون گذشت و بهارون گذشت عطش رد شد و عطر بارون گذشت نه غم موندنی بود و نه سرخوشی جه شیرین، چه تلخ، سخت و آسون گذشت روزها گذراست، اگر باور داشته باشیم هیچ روزی موندگار نیست، سخت

۱۶ تیر ۱۴۰۴ · 25 دقیقه
صلح در لبخند یزدانی و پاک کودکان معنی ژرف نگاه پر امید مادر است صلح در تصویر فردای جهان آرزو نقش هر یک جلوه را در زندگی روشنگر است خنده های کودکان در نگاه مادران جلوه آینده را

۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 20 دقیقه
زمانی که این اپیزود رو می نوشتم، برای اولین بار هر چقدر فکر کردم که اسمش رو چی بزارم، هیچی به ذهنم نرسید. و وقتی برای ضبطش که آخرین باری بود که به استدیو انعکاس می رفتم به آقا

۲۹ اسفند ۱۴۰۳ · 21 دقیقه
...من اینجا ریشه در خاک م من اینجا اسفندهای زیادی رو به شوق قرمزی رنگ ماهی ها، به شوق سبزی سبزه ها و بنفشه های رنگارنگ دست فروش های دم عید، به ذوق عیددیدنی ها، کودکانه سپری کردم و

۵ اسفند ۱۴۰۳ · 23 دقیقه
وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور ،که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه، لحظه دیدن میرسه هرچی که جاده ست رو زمین، به سینه ی من میرسه... امروز که

۲۰ دی ۱۴۰۳ · 27 دقیقه
ای داغ از قلب پریشانم چه میخواهی، ای جای زخم کهنه از جانم چه میخواهی! دریاچه ای خشکیده در آغوش خود دارم، باران سرخ از ابر چشمانم چه میخواهی! ای وای از این، ای وای از این از دست

۲۹ آذر ۱۴۰۳ · 25 دقیقه
وسعت کوچک رهایی را از نگاه اسیر باید دید کوه در رشته کوه بسیار است، کوه را در کویر باید دید گرچه باغ من از درخت تهی است، در سرم فکر کاشتن دارم شعر را، عشق را، مکاشفه را...، همه را
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها