پادگرد
کاور دست خالی، دل پر

دست خالی، دل پر

از در پادگرد

🎙️ دستِ خالی، دلِ پُر روایتی واقعیه از دل زندگی یه آدم معمولی — بدون زرق‌وبرق، بدون نسخه‌های موفقیت. صدای کسیه که صبح تا شب کار می‌کنه، خسته می‌شه، ولی هنوز امیدوار می‌مونه. اینجا از سختی می‌گم، از امید، از تردید، از تلاش، و از اون…

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

همهٔ راه‌های شنیدن

معرفی پادکست

دربارهٔ دست خالی، دل پر

دست خالی، دل پر از ۱۸ تیر ۱۴۰۴ به جمع پادکست‌های فارسی پیوسته است. این برنامه از دست خالی و دل پر حالا ۶ اپیزود در موضوع داستان در آرشیو پادگرد دارد.

به‌طور میانگین هر ۷ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۴۴۱ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۱۸ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: دست خالی، دل پر؛ داستان

اپیزودها

نسلی که خودشو ارزون نمیفروشه

۲۰ مرداد ۱۴۰۴ · 5 دقیقه

نسل Z خسته نیست… فقط دیگه حاضر نیست خودش رو ارزون بفروشه. این نسل دنبال عزت و احترامه، نه فقط یک حقوق ثابت. توی این ویدیو از واقعیت کار کردن نسل Z، مشکلاتی که توی محیط کار تجربه

وقتی هیچکس تلاشهاتو نمیبینه

۲۵ تیر ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

در این اپیزود از پادکست ضدانگیزشی، درباره‌ی یکی از عمیق‌ترین حس‌هایی که ممکنه تجربه کنیم صحبت می‌کنیم: وقتی با تمام وجودت تلاش می‌کنی، ولی کسی نمی‌بینه. چرا این حس به‌وجود میاد؟ و

مرده رسمی، زنده واقعی

۲۲ تیر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

یه روایت واقعی از مردی که طبق اسناد رسمی مرده بود، ولی هنوز زنده بود... هیچ اداره‌ای باورش نمی‌کرد، هیچ بانکی سرویس نمی‌داد، هیچ‌کس نمی‌دیدش. اما جنگید. مثل ماهایی که گاهی فراموش

امید وسط سختی

۲۱ تیر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

این اپیزود درباره لحظه‌هایی‌ـه که سختی‌ها دورت حلقه می‌زنن، ولی هنوز یه نقطه روشن ته دل هست. قصه‌ی من، شاید شبیه قصه‌ی تو باشه. از یه روز کاریِ خسته‌کننده، تا امیدی که از یه لیوان

شروع از دل خستگی

۱۸ تیر ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

توی این قسمت، یه روز عادی از زندگی منو می‌شنوی. نه چیز خاصی داره، نه داستان خارق‌العاده‌ای، اما همینه که واقعیه. صبح زود بیدار می‌شی، چای دم می‌کنی، میری سر کار... خسته می‌شی، اما

وقتی همه چی رو دزد برد ...

۱۸ تیر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

تو این اپیزود از « دستِ خالی، دلِ پُر »، یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های زندگیمو روایت می‌کنم. وقتی با کلی پس‌انداز، وام، قرض، بالاخره یه مغازه باز کردم… اما فقط چند ماه بعد، دزد اومد و

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.