
حکایت بازرگان و پسر
۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که: مصلحت در نهان

از در پادگرد
کانال دبستان سعدی مجموعه ای از روایت های کودکانه آقا ایمان هدایتی اصل بر کلام سعدی به ویژه گلستان است که برای همسالان و همچنین بزرگتر ها شنیدنی است امیدواریم این تلاش جهت آشنایی بیشتر عزیزان از خرد و کلان با یکی از مهم ترین منابع فرهنگ و…
معرفی پادکست
دبستان سعدی از ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از Iman Hedayati حالا ۱۰ اپیزود در موضوع هنر، کتاب، طراحی در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۱ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۸۱ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۲۴ دقیقه است؛ از پادکستهای پرکار فارسی به حساب میآید.
برای دسترسی به تازهترین قسمتها میتوانی همین صفحه را دنبال کنی.
صفحههای مرتبط: Iman Hedayati؛ هنر، کتاب، طراحی

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که: مصلحت در نهان

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 2 دقیقه
حاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگهمّتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای؟ گفت: بلی! روزی چهل شتر قربان کرده بودم اُمرایِ عرب را، پس به گوشهٔ صحرایی به حاجتی برون رفته بودم، خارکنی را

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 2 دقیقه
مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 2 دقیقه
درویشی مُسْتَجابالدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان. گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟ گفت: این دعایِ

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
هر آن سری که در سر داری با دوست در میان منه چه دانی که وقتی دشمن گردد و هر گزندی که توانی، به دشمن مرسان که باشد که وقتی دوست شود. رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه وگرچه دوست

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 2 دقیقه
یکی از ملوکِ خراسان محمودِ سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همیگردید و نظر میکرد. سایر حکما از تأویل این

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
یاد دارم در ایّامِ پیشین که من و دوستی، چون دو باداممغز در پوستی صحبت داشتیم. ناگاه اتّفاقِ مَغِیْب افتاد. پس از مدتی که باز آمد، عتاب آغاز کرد که: در این مدّت قاصدی نفرستادی.

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 2 دقیقه
دست و پابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰانَالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرا رسید از بیدستوپایی گریختن نتوانست چو آید ز پی دشمنِ جانستان

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه
آوردهاند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت به جایِ زنان رسیده، و با وجود جِهاز و نعمت کسی در مُناکِحت او رغبت نمینمود. زشت باشد دَبِیقی و دیبا که بود بر عروسِ نازیبا فیالجمله، به

۱۶ مرداد ۱۴۰۵ · 3 دقیقه
پادشاهی با غلامی عَجَمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده. گریه و زاری درنهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیشِ
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها