
درخت بوسه ها -بابک دلیوند
۱۴ آبان ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
عزیزم، تو در انتهای تمام راهها ایستادهبودی. اگر اسبی بودم در صحاری سبز قزاقها یا بوتهی گونی در عربستان یا کلاغی در توچال، باز هم به تو میرسیدم تا انکارم کنی و از تنهاییت حرف

از در پادگرد
در ساعت ۰۵:۰۱ عصر یک روز زمستانی قصه ای شروع شد. لذتش مزه ی مربای انجیر مامان میداد، کم ولیعالی و رنجش به برندگی سوز زمستانی ساعت ۰۵:۰۱ عصر بی شال و دستکش بود .
معرفی پادکست
Babak Dlivand از ۱۶ بهمن ۱۳۹۹ به جمع پادکستهای فارسی پیوسته است. این برنامه از Babak Dalivand حالا ۲۷ اپیزود در موضوع هنر، کتاب در آرشیو پادگرد دارد.
بهطور میانگین هر ۶۷ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۳۵۵ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۱۰۴ دقیقه است؛ در گروه پادکستهای کمکارتر قرار میگیرد.
وبسایت رسمی برنامه babakdalivand.com است.
صفحههای مرتبط: Babak Dalivand؛ هنر، کتاب

۱۴ آبان ۱۴۰۴ · 4 دقیقه
عزیزم، تو در انتهای تمام راهها ایستادهبودی. اگر اسبی بودم در صحاری سبز قزاقها یا بوتهی گونی در عربستان یا کلاغی در توچال، باز هم به تو میرسیدم تا انکارم کنی و از تنهاییت حرف

۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 1 دقیقه
میترسم که باز تو پیدات شه دل ساده باز محو چشمات شه بازم ساده بازی بگیری منو دل کور من خام حرفات شه ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ دﻟﺖ ﭼﻬﺎر ﻓﺼﻠو واﺳﻢ زﻣﺴﺘﻮن ﻛﻨﻪ! دﻟﻢ رو ﺑﺪزده ﺑﺨﻮاد ﺧﻮن ﻛﻨه ﺑﺎزم ﺣﺎﻟﻤﻮ ﺣﺎل

۵ فروردین ۱۴۰۳ · 3 دقیقه
وای اگر آنچه شنیدم راست باشد چه کنم آنکه رفته واقعا میخواست باشد چه کنم وای اگر بازنگردد فرصت دیدارش هی نگویید به من او تنهاست باشد چه کنم وای اگر عشق مرا وارونه تعبیر کند در

۵ اسفند ۱۴۰۲ · 3 دقیقه
مثل بوسیدن آتش، "خواستن" مادر رنج هاست. خواستن، پریشانی دل است و بیتابی، مثل حال کودکی فقیر پشت پنجره اسباب بازی فروشی که می بیند مادر دخترک موطلایی دارد همان عروسکی را برایش می

۴ دی ۱۴۰۲ · 3 دقیقه
از یاد نبر که از یاد نبردمت، از یاد نبر که باران شدم تو را و باریدم، از یاد نبر که شهر را به عطر تو عادت دادم بس که شال در خانه ام جامانده ات را در هوا رقصاندم به نیت شفای تهران

۲۶ آذر ۱۴۰۲ · 3 دقیقه
بی که دستهایت بیتاب نوازش کردن کسی می شوند، یک نفس قبل از دل باختن و دیوانه وار رقصیدن، در انزوای غار تاریکت با خودت مرور می کنی و می بینی درهمه عمر خالق رنج بوده ای برای هر کسی

۲۷ مهر ۱۴۰۲ · 4 دقیقه
گفت تنها یا دلتنگ؟ گفتم چه فرقی داره؟ کاغذ گذاشت جلوم، گفت فرق داره، بنویس. نوشتم دلتنگ. گفت حالا بنویس وقتی دلتنگی، دلتنگ چی میشی. نوشتم دلتنگ آدمی که کنار تو بودم، اون آدم زنده

۲۹ خرداد ۱۴۰۲ · 7 دقیقه
#خواب_نویس - شعبده باز دوره گرد- #بابک_دلیوند خواب میبینم بارون میباره، میخوره روی شیروونی خونهباغ. صدا میپیچه تو اتاق. خوابیدی روی تخت، برهنه، همونجور که دوست داری. صدای

۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 6 دقیقه
لینک مشاهده ویدئو خواب میبینم وایسادم روی پل و میگم اگه یکی من رو ببوسه، نمیپرم. یه زن صورت نداره، دستش رو میذاره روی کمرم و هلم میده. پرت میشم پایین و میفتم تو حیاط خونه

۲۲ فروردین ۱۴۰۲ · 6 دقیقه
باید از تو میپرسیدم آیا هرگز کسی را چنان بوسیدهای که جهانت تقسیم شدهباشد به قبل و بعد آن بوسه؟ و اگر میگفتی نه، قانعت میکردم مرا در ازدحام مردم اخموی ترمینال غرب ببوسی، پیش
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها