پادگرد
کاور بوسه بر آتش
Babak Dlivand

بوسه بر آتش

۵ اسفند ۱۴۰۲ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مثل بوسیدن آتش، "خواستن" مادر رنج هاست. خواستن، پریشانی دل است و بیتابی، مثل حال کودکی فقیر پشت پنجره اسباب بازی فروشی که می بیند مادر دخترک موطلایی دارد همان عروسکی را برایش می خرد که قرار بود او اگر همه فالهایش را خریدند بخرد. خواستن، رقص شبانه باد است در گندمزاری دچار حریق، زیبا و مرگبار. خواستن، اولین شکوفه های گیلاس است بر درختی تک افتاده بر تپه ای دور، در انتهای زمین. تداوم بودن، ادامه زندگی. خواستن، بیتابی بی وقفه است، دلتنگی در تمام ثانیه ها، آزردگی لبی است بی غزل مانده، دردی است مسلط بر تمام دقایق. معجون درد و شور. اکسیر توامان زندگی و مرگ. خواستن و خواسته شدن، خواستن و خواسته نشدن، خواستن و گفتن، خواستن و دم نزدن. بعد از خواستن هر ادامه ای به جمله بدهید، درد منتشر می شود. غمت نباشد. نهایتش این است که به دلت یاد می دهی از آتش نترسد، به فراق فکر نکند، و تازیانه های وداع را پشت بوسه ها و نوازشها نبیند. آتش را می بوسی، گُر می گیری، خاکستر می شوی. باد، غمگین و ساکت خاکسترت را می برد می نشاند روی لباس یار. دست آخر، به او می رسی. برای همیشه.... #حمیدسلیمی #بابک_دلیوند #babakdalivand لینک یوتیوب

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.