پادگرد
کاور قسمت اول | قصه آیفون، من عاشقِ این لعنتی‌ام
اُپلنت

قسمت اول | قصه آیفون، من عاشقِ این لعنتی‌ام

۳ آبان ۱۴۰۱ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: مهسا راه چمنی با صدای: مارال کوشکی اینکه بدانید قرار است بمیرید، ترس از دست دادن چیزهای بی ارزش در شما نابود می‌شود. ما همه برهنه‌ایم. همیشه برهنه بوده‌ایم و چیزی نداریم. پس دلیلی برای گوش ندادن به ندای درونی قلبمان وجود ندارد. این جملات بخشی از آخرین کلماتی است که استیو جابز، آنها را در حالی بیان کرد که با وحشت مرگ، و افسوسی از وداع با زندگی به زبان می‌آمد. جملاتی که بعدها به سوخت لازم برای ساخت بی‌نظیرترین محصولات زمان بدل شد. به انرژی مورد نیاز برای تولید آیپاد، و از آن مهم تر آیفون شگفت انگیز... این داستان، داستان دیوانگی‌است، داستان آدم‌هایی که ربات های عصر خود بودند، داستان آفرینش حیرت در یک قالب فلزی، این داستان آیفون است .

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.