پادگرد
کاور شمارۀ 8 - غزلی از  محمد فرخی یزدی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 8 - غزلی از محمد فرخی یزدی

۲۰ تیر ۱۴۰۳ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود وان عقده که نگشود ز غم مشکل ما بود مجنون که به دیوانه گری شهرۀ شهر است در دشت جنون همسفر عاقل ما بود گر دامن دل، رنگ نبود از اثر خون معلوم نمی شد دل ما قاتل ما بود سرسبز نگردید هر آن دانه که کشتیم پا بستۀ آفت زدگی حاصل ما بود دردانۀ مَه بود و جگرگوشۀ خورشید این شمع شب افروز که در محفل ما بود این سر که به دست غم هجر تو سپردیم در پای غمت هدیۀ ناقابل ما بود از راه صنم پی به صمد بردم و دیدم مستورۀ آیینۀ حق باطل ما بود

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.