پادگرد
کاور شمارۀ 43 - غزلی از پرویز ناتل‌خانلری
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 43 - غزلی از پرویز ناتل‌خانلری

۲۶ آبان ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بگشای در، بگشای در! بگشای در، بگشای در، گریان و نالان آمدم زآن سرکشی‌ها درگذر اینک پشیمان آمدم بگشای در ورنه چنان کوبم جبین بر آستان کآگه شود یکسر جهان کآزرده از جان آمدم من مرد دعوی نیستم دانی تو خود تا کیستم گر بی تو یک دم زیستم با رنج حرمان آمدم چون زآرزویت سوختم کینت به دل اندوختم بس شعله‌ها افروختم جان سوخته زآن آمدم بگشای در، با تو مرا دیگر نماند ماجرا چون یک نفس در این سرا پیش تو مهمان آمدم بگذار بر دوشت کشم چون گل در آغوشت کشم سرمست و مدهوشت کشم مست و غزلخوان آمدم آوَخ که جان افسرده شد شوقم چو گل پژمرده شد بگشای در، دل مرده شد زار و پریشان آمدم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.