پادگرد
کاور شمارۀ 102 - غزلی از باستانی پاریزی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 102 - غزلی از باستانی پاریزی

۴ بهمن ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نغمه‌های جویبار م، ناله‌ای اندوهبار است بشکفد تا در بهاران غنچه‌ای بر شاخساری یادم آید هر دم از خونین دل امّیدواری می‌گساری در بهاران خوش بوَد گر یار باشد در گلستان با حریفان چشم مست می‌گساری از خزان غمناک‌تر باشد مرا گر بگذرانم در بهار زندگانی، بی گل رویت بهاری پرسشی کردی ز حالم، خود چه‌ گویم؟ زآنکه بی‌تو روزگارم بگذرد، اما چگونه روزگاری؟ نغمه‌های جویبارم، ناله‌ای اندوهبار است زآنکه دارم در کنار از دیده جاری جویباری غنچه سان از رشک دل خون می‌شود آنجا که بینم گل‌رخی با دوست در بوس و کنار اندر کناری می‌شود آیا در این گلشن که شاخ آرزوها از پی یک عمر نومیدی دهد امروز باری؟ هر زمان لرزد دلم از تند باد نا امیدی زآنکه او هم آشیانی دارد اندر شاخساری گر رود امسال هم چون پار بی آن گل، بهارم شاید ار دل برکنم از هر گل و از هر بهاری

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.