پادگرد
کاور شمارۀ 104 - غزلی از ایرج دهقان
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 104 - غزلی از ایرج دهقان

۴ بهمن ۱۴۰۳ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

باری بیا که سیل سرشک م ز سر گذشت سالی دگر به عشق تو ای سیم‌بر گذشت آری گذشت، لیک به خون جگر گذشت یک‌ دم به دامنم ننشستی چو اشک و عمر، در حسرت وفای تو با چشم تر گذشت آن روزهای عشق، که یادش به خیر باد تا ما خبر شدیم چه خوش بی‌خبر گذشت دامن‌کشان گذشتی و من بی‌خبر که دوست چون عمر رفته، باز نیاید اگر گذشت امشب غم تو دارم و خوابم نمی‌برد باری بیا که سیل سرشکم ز سر گذشت شستم به آب دیده به شوق وصال تو گر جز خیال روی توام از نظر گذشت پابند من، جوانی ازدست‌رفته بود شکر خدا که عمر جوانی دگر گذشت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.