پادگرد
کاور شمارۀ  122 - غزلی از علی صفری
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 122 - غزلی از علی صفری

۱۶ مرداد ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شوقِ وصال و حسرت و بی‌تابی و فراق جز من که نبضِ هر نفسم از برای توست یک شهر، مبتلای تو و خنده‌های توست من آشنای گریه و باران و حسرتم اما تو ناز کن که خدا آشنای توست این وجه اشتراک برایم غنیمت است این وجه مشترک که خدایم خدای توست «شاید جهان، جهنّمِ دنیای دیگری‌ست» اما بهشت، قسمتی از شانه‌های توست شوقِ وصال و حسرت و بی‌تابی و فراق با اختصار، گوشه‌ای از ماجرای توست با اینکه عشق، اوجِ خودآزاریِ من است اما دلم خوش است، جنونم به پای توست آری، تو آفتابی و من برکه‌ای غریب تبخیر می‌شوم که وجودم برای توست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.