پادگرد
کاور شمارۀ 121- غزلی از هوشنگ ابتهاج-سایه
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 121- غزلی از هوشنگ ابتهاج-سایه

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فروغ روی تو آرایش روان من است هنوز عشق تو امید بخش جان من است خوشا غمی که ازو شادی جهان من است چه شکر گویمت ای هستی یگانۀ عشق که سوز سینۀ خورشید در زبان من است اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا که همچنان به رهت چشم خون‌فشان من است نمی رود ز سرم این خیال خون‌آلود که داس حادثه در قصد ارغوان من است بیا بیا که درین ظلمت دروغ و ریا فروغ روی تو آرایش روان من است حکایت غم دیرین به عشق گفتم، گفت: هنوز این همه آغاز داستان من است بدین نشان که تویی ای دل نشسته‌به‌خون بمان که تیر امان تو در کمان من است اگر ز ورطه بترسی چه طرف خواهی بست ز طُرفه‌ها که درین بحر بی کران من است زمان به دست پریشانی اش نخواهد داد دلی که در گرو حسن جاودان من است به شادی غزل سایه نوش و بخشش عشق که مرغ خوش‌سخن غم هم‌آشیان من است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.