پادگرد
کاور شمارۀ 133- غزلی از محمد قهرمان
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 133- غزلی از محمد قهرمان

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شراب کهنۀ عشق تو چو خون تازه دود در رگ به هجر زنده ازآن ماندم که جان به راه تو دربازم به سوی من قدمی بردار که سر به پای تو اندازم تو را چو پیش نظر آرم غزل فرو چکدم از لب هزار پنجره بر باغی هزار حنجره آوازم نوازش از تو نمی بینم نمی کشی به سرم دستی به دست و پنجۀ تو سوگند که دل‌شکسته ترین سازم مرا مگو که چرا اینسان ز خویش بی خبر افتادی چو هیچم از تو فراغت نیست به خود چگونه بپردازم شراب کهنۀ عشق تو چو خون تازه دود در رگ عجب مدار که در پیری هنوز قافیه‌پردازم مگر نه دانه برون آید ز خاک با مدد باران دود چو اشک به روی من، چگونه گل نکند رازم به خیره از پی بازی رفت ولی به ششدر غم افتاد دلی که لاف‌زنان می گفت که نرد عشق نمی بازم نمی شود که سر تسلیم به پای تو ننهم ای غم که گر به جنگ تو برخیزم شکست‌خورده ز آغازم ز اوج گرچه در افتادم ز آسمان نگسستم دل نمانده بال و پری اما هنوز عاشق پروازم به زندگانی پوچ خود چه اعت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.