پادگرد
کاور شمارۀ 144- غزلی از دکتر مظاهر مصفا
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 144- غزلی از دکتر مظاهر مصفا

۴ خرداد ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اى بهار بی‌‏خزان ، ایران جاویدان من‏! بوستانبان! گردشى در بوستانت گو به چند؟ بوى گل خواهم شنیدن از دهانت گو به چند؟ خار دیوارم نه گل چینم به دیدارى خوشم‏ دیدنى زین‌سان به جان من به جانت گو به چند؟ یک قفس جاى تماشا یک هوس گشت و گذار یک نفس شور و نواى بلبلانت گو به چند؟ باز جستن از شمیم شاخ گل پیغام یار راز گفتن با نسیم رازدانت گو به چند؟ آرزوى آفتاب روى ماهى سوزدم‏ بوستان‏بان سایه‏‌‌اى از سایه‏‌بانت گو به چند؟ خون ز چشمم می‌فشاند یاد روى و موى دوست‏ نرگسانت، سنبلانت، ارغوانت، گو به چند؟ وارهیدن از غم هستى کنار جویبار آرمیدن زیر سرو قصّه‌خوانت گو به چند؟ عبرتى از دفتر بی‌اعتبار عمرِ گل‏ درسى از آیینۀ آب روانت گو به چند؟ صحبت از طیش خریف توست نه عیش ربیع‏ نوش گل نه، نیش خار بوستانت گو به چند؟ نیست گر وقت بهارت گوشۀ چشمى به من‏ گوش کن یک دم تماشاى خزانت گو به چند؟ آشیان پیش نسیمى سایۀ خارى مراست‏ نام این گر آشیان است آشیانت گو به چند؟ اى بهار بی‌‏خزان، ایران جاویدان من‏! جاى چشمى از غبار آستانت گو به چند؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.