پادگرد
کاور شمارۀ 181 - غزلی از حسین منزوی
پانصد غزل - بخش چهارم

شمارۀ 181 - غزلی از حسین منزوی

۱۱ تیر ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گلی که می شکند، عشق بی‌گناه من است به شب سلام که بی تو رفیق راه من است سیاه چادرش امشب، پناهگاه من است به شب که آینۀ غربت مکدر من به شب که نیمۀ تنهایی سیاه من است همین نه من در شب را به یاوری زده ام که وقت حادثه شب نیز در پناه من است نه بیم سنگ فنایش به دل نه تیر بلا پرنده ای که قُرق را شکسته آه من است رسید هر کس و برقی به خرمنم زد و رفت هر آنچه مانده ز خاکسترم گواه من است در این کشاکش توفانی بهار و خزان گلی که می شکند، عشق بی‌گناه من است چرا نمی دری این پرده را ؟ شب! ای شب من ! که در محاق تو دیری است تا که ماه من است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.