پادگرد
کاور شمارۀ 38- غزلی از سپیده سامانی
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 38- غزلی از سپیده سامانی

۲۵ تیر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خزان و باد مهاجر ، دو کاروان و زمستان ‏ دو خط زرد و موازى، دو انتظار، دو پایان‏ خزان و باد مهاجر، دو کاروان و زمستان‏ پرنده شعر غمش را سرود و رفت - از آن پس، نماند سایۀ سروى به رهگذار، غزلخوان‏ از این کرانۀ آبى نفیر مرگ شنیدم‏ که رود با سفر ابرها گذشت شتابان‏ چو برگرفت سحر زاد و برگ کوچه، ندیدى‏ که مرزبان شفق خون گریست در غم هجران‏؟ در آن زمان که به تن داشت جامۀ سیهش را ستاره با شب و شهرش وداع کرد چه آسان‏ تمام خاطره‏ها را به خاک بُرد نسیمى‏ که در دقایق تدفینِ عشق بود پریشان‏ فریب را سر اغفال نیست قصه مگویش‏ که ماه سوخته باور کند حقیقت نقصان‏ «سپیده»، شعر تو از سرخ و سبز بود، چه آمد؟ مرا سیاه بخواهید و بس در این شب ویران

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.