پادگرد
کاور شمارۀ 141 - غزلی از رؤیا باقری
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 141 - غزلی از رؤیا باقری

۲۱ مرداد ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دور هم باشی اگر از من، همیشه با منی ! مثل یک روحی، رها از بند زندان و تنی دور هم باشی اگر از من، همیشه با منی خوب می‌دانی که در قلبم کسی جای تو را ... بعد تو دنیا برای من به قدر ارزنی ... تو همیشه بی‌خبر مهمان بغضم می‌شوی بی‌هوا از چشم‌های خسته‌ام سر می‌زنی خسته‌ای از این همه توفان پی در پی ولی تو امید آخر عشقی، نباید بشکنی! گرمی دست تو غم را از دل من می‌برَد مثل یک آتش که می‌افتد به جان خرمنی این همه مهر و محبت کار دستت می‌دهد وای از آن روزی که دستت می‌رسد پیراهنی ... من نمی‌خواهم که هر شب یاد تو باشم ولی تو مگر از خواب‌های خسته‌ام دل می‌کنی!؟ دوست داری باز هم "پروانه تر" از این شوی؟ که تمام لحظه‌ها را پیله دورت می‌تنی؟ فکر کن بود و نبود من چه فرقی می‌کند؟ مثل من این روزها وقتی به فکر رفتنی رد پایت را بگیر از کوچه‌های این غزل

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.