پادگرد
کاور شمارۀ 142 - غزلی از رؤیا باقری
پانصد غزل-بخش پنجم

شمارۀ 142 - غزلی از رؤیا باقری

۲۱ مرداد ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یک خانۀ توفان‌زده مهمان ندارد! زندان کشیده ترسی از زندان ندارد از این نترسانم که غم پایان ندارد یک گوشه با من می‌نشیند سرد و ساکت تنهایی‌ام کاری به این و آن ندارد بی‌خود برایم دل نسوزان! رد شو از من زخمی که خوردم از خودم درمان ندارد من کلبۀ متروکه‌ای بودم از آغاز ویرانی‌ام ربطی به این توفان ندارد طوری شکسته بند بند باورم که دیگر به اعجاز کسی ایمان ندارد یا من غریبی می‌کنم در کوچه‌هایش یا طاقت بغض مرا زنجان ندارد باور ندارد خسته باشم از پریدن دیگر عقاب خستۀ او جان ندارد بعد از تو دیگر با کسی کاری ندارم یک خانۀ توفان زده مهمان ندارد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.