پادگرد
کاور منوچهر آتشی I اسب سفید وحشی
پادکست شعر شاهد

منوچهر آتشی I اسب سفید وحشی

۲۴ بهمن ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اسب سفید وحشی 🌍 منوچهر اتشی 🌍 من در کدام میدان جولان دهم تو را اسب سفید وحشی! شمشیر مرده است خالی شده است سنگر زین‌های آهنین هر دوست کو فشارد دست مرا به مهر مار فریب دارد پنهان در آستین اسب سفید وحشی! در قلعه‌ها شکفته گل جام‌های سرخ بر پنجه‌ها شکفته گل سکه‌های سیم فولاد قلب زده زنگار پیچید دور بازوی مردان طلسم بیم اسب سفید وحشی! در بیشه‌زار چشمم جویای چیستی؟ آن‌جا غبار نیست گلی رسته در سراب آن‌جا پلنگ نیست زنی خفته در سرشک آنجا حصار نیست غمی بسته راه خواب اسب سفید وحشی! آن تیغ‌های میوۀ‌شان قلب‌های گرم دیگر نرست خواهد از آستین من آن دختران پیکرشان ماده آهوان دیگر ندید خواهی بر ترک زمین من اسب سفید وحشی! خوش باش با قصیل تر خویش با یاد مادیانی بور و گسسته یال شیهه بکش، مپیچ ز تشویش اسب سفید وحشی! بگذار در طویلۀ پندار سرد خویش سر با بخور گند هوس‌ها بیا کنم نیرو نمانده تا که فروریزمت به کوه سینه نمانده تا که خروشی به پا کنم اسب سفید وحشی! خوش باش با قصیل تر خویش!» اسب سفید وحشی اما گسسته یال اندیشناک قلعۀ مهتاب سوخته است گنجشک‌های گرسنه از گرد آخورش پرواز کرده‌اند یاد عنان گسیختگی‌هاش در قلعه‌های سوخته ره باز کرده‎اند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.